تبلیغات چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! ۶ بهمن روز میلاد عشق من الهامم تولدت مبارک نفسم

ادامه مطلب
آذر و دی تمومه بهمن بیاد میمونه آخه ماه یارمه تولد شاهمه پنج روز اول رفته ششم باید بمونه روزششم عزیزه همه جا گل میریزه تولد عزیزم شهر و به هم میریزم ماه و میارم پایین ستاره به پاش میریزم تولدت مبارک رنگین کمون مهربون دلم فدای عشقت تویی عزیز تر از جون چیزی که من ندارم به پای تو بریزم قلبم بر دار ببر هدیه به توست عزیزم عزیزم تولدت مبارک امیدوارم بازم بتونم تولدت رو توی وبلاگم جشن بگیرم تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمع هارو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده یاشی عزیزمن میخوام این و بدونی برای من تو ماه آسمونی برای من عزیزو مهربونی دلم میخواد که پیش من بمونی بمن بگو همونم که میخواستی منم بهت میگم هرچی که خواستی آرزوهام با تو چه رنگی داره دلم بدون تو چه بیقراره دوستت دارم تا ته بینهایت عزیزمن تولدت مبارک



تقدیم به عشقم با آرزوی بهترین ها برای او 
ادامه مطلب
جشن تو، جشن تولد تموم خوبیهاست امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره عزیزم، همسر خوبم تولدت رو به تو که تنها عشق زندگی من هستی، از صمیم قلب تبریک می گویم و از خالق عشق آرزوی خوشبختی، سلامتی و موفقیت برای تو دارم ...
جشن تو، شروع زیبای تموم شادیهاست
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره
امشب خونمون پر از طنین دلنوازه
این کوچه پر از نوای دلنشین سازه
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
جشن تو، جشن تولد تموم خوبیهاست
جشن تو، شروع زیبای تموم شادیهاست
جشن تو، طلوع یک روز مقدس برام
وقت شکرگزاری به سوی درگاه خداست
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
امشب تو ببین چه شور و حالی و چه صفایی
راستی که گل سرسبد محفل مایی
امشب روی لب ها گلهای خنده واسه توست
آرزوی ما بخت بلند در طالع توست
عزیزم هدیه من برات یک دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
توی خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تنها هدیه من به تو
یک قلب سراسر عشق است ...
دوستت دارم ...
ادامه مطلب
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!

تولـــــــــــــــدت مــــــــــــــبارک 

انشالله تولد صد سالگیت![]()

بدو بیا شمع مو فوت کن
ما کیک می خوایم یالا ![]()
ادامه مطلب
نیاز من آن گرمای آغوش مهربانت هست ، نیاز من آن شیرینی بوسه های پر محبتت است ... آرزوی من گرفتن دستان گرمت هست و کار من در این لحظه انتظار دیدن آن چهره ماهت است ... بی قرارم عزیزم ، بی قرار دیداری دوباره با تو و بی قرار آنم که دوباره هم در شهر عشق در کنار هم قدم بزنیم و بار دیگر خاطرات شیرینی را برجا بگذاریم ... کاش بودی و بار دیگر آن خاطرات شیرین با هم بودنمان را تکرار می کردیم ... آنگاه که من بار دیگر تو را از نزدیک ببینم ، بی نیاز بی نیازم و اگر بار دیگر تو را از تمام وجودم حس کنم دیگر آرزویی در دلم برجا نخواهد ماند ... وقتی به عاشقانی که دست در دستان هم گذاشته اند و در آغوش هم می باشند ، نگاه می اندازم حسرت در کنار تو بودن در دلم می ماند و آنگاه آرزو میکنم که ای کاش در کنارم بودی تا با افتخار در کنار تو قدم بزنم و به آنها بگویم که آری من نیز عاشقم و به داشتن چنین عشقی افتخار می کنم ... نیاز من نگاه به آن چشمای زیبایت است ، نیاز من آن خنده های عاشقانه ات است ... بی قرارم ای عزیز راه دورم و در انتظار به سر رسیدن فصل پاییز و زمستانم ... میشمارم تک تک ثانیه ها را ، پشت سرهم میگذارم پاییز و زمستان را ، در برابر باد سرد فاصله می ایستم تا لحظه به تو رسیدن و در آغوش تو آرام گرفتن ، فرا رسد ! نمی دانی که بدجور دلتنگ تو هستم ای نازنینم و نمیدانی که چقدر دلم برای صدای قدمهایت ، راه رفتن در کنارت ، بوسه بر لبانت ، دست گذاشتن در دستانت و نگاه به چشمانت تنگ شده است ... باز باید این انتظار تلخ را پشت سر بگذارم تا لحظه ای که ماه ها در انتظار آن بودم فرا رسد ! آری لحظه ای که من عشقم را با تمام وجود احساس خواهم کرد ... 
ادامه مطلب
روز های دیدار همیشه بارانی است . مثل همیشه فراموش می كنیم چتری به همراه بیاوریم و رویاهایمان تازه می شوند امروز کسی باش که واقعا آرزو داری...مهربان و با گذشت...ساده و شفاف...پاک و خالص...به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری....درک کن که با خودخواهی.. درد جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی ....از خواسته نفس رها شو...و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی به دنبال شوق و امید باش.......فقط یک از همه کس در میان آشنائی ستارگان به دنبال مهربانی های تو می گردم و آرام آرام اشک می ریزم فقط درزیر نور ماه می شود در خلوت خود گریه کرد کاش می توانستم فریاد زنم و تو را فرا خوانم تو را که قلبت زخمی تر از بالهای پرستو های مهاجر است. کاش می توانستم که بگویم آرزوهایم مانند آرزوهایت مهربان و صمیمی است. پایانِ روز است؛ یک روز زودگذر. خستهام. شانههام دستهای تو را کم دارد و دستهام گیسوانت را . سالهاست لبهایم از گونههایت دور است؛ چشمهایم آینههایی تهی شده و صدای تو در کوچه پس کوچههای گوشم گم و گور است. نشستهام و صدای موسیقی را بلند کردهام. هر ترانه مرا به تو میبَرد. هر عاشقانه چاقویی است بر روی گوشتِ خاطرهات؛ میبُرد تا استخوانم. 
ادامه مطلب
من از نسل عشق های آتش گرفته ام از نسل مردمان درد از نسل زندگی که از بذر عاطفه ای قد کشیده ام من در سرزمین های شرقی با آفتاب طلوع کرده ام و طعم باران را با احساس پنج گانه ام چشیده ام. من با بادها به دنیا آمده ام و با بادها می میرم و ایمان همزاد من است که با من به دنیا آمده و با من نمی میرد. من تمام کودکیم ازعطر شب بوها گیج بوده ام زیر درختان سبز رویا بافته ام وهمه دشتهای خیال را دویده ام. من جوانیم را در کوچه باغی که نگاهم در راه خاکی آن گم شده است جا گذاشته ام و یکباره به میان سالی رسیده ام. من تمام خودم را در خودم یافته ام و هنوز از خودم هزار سال نوری فاصله دارم. من روز هایم را در تنهایی و سکوت گذرانده ام وشب ها خواب نیلوفر های سر گردان را دیده ام. من راز گل ها را می دانم و از بهار هزار خاطره دارم. من سال هاست که عاشقم. درست از روزی که مادرم سیب را گاز زد و پدرم گندم را عصیان نمود من عاشق شدم. و سالهاست که نبود پدرم را درد می کشم و عمریست که زندگی می کنم و عشق می سوزانتم!!!
ادامه مطلب
اینجا من هستم؛ ، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو
اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی و روزمردگی ، خالیتر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستادهام
اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی
من هستم و سازی مبهم
اینجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم
من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور
من هستم و یکرنگی شکستهام
اینجا در شهری دور من ماندهام به انتظار هر لحظه که میایی
در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ، که سینهام را هر آن میدرد
اینجا من ماندهام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است
من هستم و سیمایی شکستهتر از همیشه
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو، حتی كلمات هم دگر از نوشتن دردهایم عاجزند.
ادامه مطلب
و تو آن فرشته ای که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی ! دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از عشق و محبت کردی ! من که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم شده بودم ناگهان با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم ! تو با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی ! در جاده ی زندگی شانه به شانه ی من روانه شدی ! روانه شدیم به سوی فردا ! به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما ! راه دشواری است ! اما حضور محکم و استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان ! اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ، روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد! آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی ! نازنیم ! زیباترینم ! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم ! 
ادامه مطلب
وقتی دلم برای خودم وا نمی شود٬ حال دلم که بهتر از اینها نمی شود هی پشت هم به گریه نشستم برای خویش در یک غزل٬ گلایه و غمم جا نمی شود دیروز را به غصه سرودم بدون تو شعرم دچار حسرت فردا نمی شود گفتم مرا به شهرگی شهر می کشی گفتی نترس! آینه رسوا نمی شود حیف از تمام خاطره هایی که مال توست مجنون دگر بهانهء لیلا نمی شود رویا نویس ماندم و بعد از نگاه تو حتی دلم برای خودم وا نمی شود... 
ادامه مطلب